سلام


خوب دیگه من خیلی دارم با خودم کار میکنم که عوض بشم ولی حواسمم جمعه که یه وقت عوضی نشم واسه همین باید دقت کنم وگرنه به فکر اینکه دارم درست عوض می شوم اشتباه عوضی بشم و انقدر تو این جهل فرو برم که دیگه نتونم خوب بشم


می خوام از نظر شخصیتی رو خودم کار کنم ، نبایدم مغروز و یا نا امید بشم ، هر آدمی فقط تا یه مدت زمانی قابل تحمله و خودمون باید متوجه بشیم که به درد چند دقیقه می خوریم ، یه موقعیه که همون یکی دو دقیقه ی اول انقدر چندش آور میشیم که طرف به زور تحملمون میکنه پس باید سعی کنیم زمان خودمون را بالا ببریم چه در رفاقت و چه در ازدواج ، اگه درست نشیم کارمون تمومه، خیلی باید حواسمون جمع باشه که هر حرفی را کجا بزنیم و به قولی حافظمون که میگه:


بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست


یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش


خلاصه سعی کنین انعطاف پذیر باشین و یکی دیگه اینکه واقعا آدم تا وقتی نمی تونه پخته و سنجیده حرف بزنه نزنه بهتره چون بعد باید هزار تا جفنگ بگه که حرفشو ماست مالی کنه


خوب بریم سر قضیه خودمون دیدین بعضی از این زن و شوهرا فردا که نه ولی پس فردای عقد از هم فرطی جدا میشند؟؟؟ چون یکی شون این وسط آدم یه عمر زندگی نبوده و آدم ثانیه ای و یا دقیقه ای و یا ساعت و روز و هفته و ماه واینها بوده پس سعی کنیم بشیم آدم قرنی که حتی اگه صد سال هم یه جا بودیم کسی ازمون خسته نشه و بعد تنها نشیم و دعا کنیم کسی را هم که قراره باهاش ازدواج کنیم همینطور باشه ، خود خدا رحممون کنه که بعضی از این دختر و پسر هها لیاقت ثانیه ها را هم ندارند


این شعر قبلی را هم یه کم دستکاریش کردم


باران ببار که امشب کسی نبینه اشکهام


کسی نفهمه امروز چقدر غریبو  تنهام


توی گلوم پر شده از بغض و حسرت و آه


نمی تونم بگم من امروز تموم حرفهام


تو جمع این آدمای بی مرام


نمی تونم بایستم چقدر ضعیفه پاهام